مولف ناشناخته
177
تاريخ شاهى ( فارسى )
تلفيق كنند . اين حكايت مشتمل است بر شرح مكاسب و مداخل ، و غايت ثبت درين كتب خرج خيرات و مبرات اوست - تقبل اللّه منه . چون كار مدرسهء مقدسه به اتمام كشيده بود و محصلان متفقه را از خوان احسان او وجه بلعه به فم معده رسيده ، و مدرسان را در مدرسهء مقدسه اجلاس فرموده ، صفهاى [ كه ] در گنبد مرقد خود بر مولانا عز الملة و الدين مقرر بود - صفهاى خسروانى - كه باغچه در پيشان آن است - به مولانا امام بارع تاج الملة و الدين السديدى الزوزنى حواله فرمود و صفهء جنوبى - كه كتابخانه در پيشان آن است به امام عالم ملك المناظرين نجم الدين عمر الكرمانى داد - كه كرمانيان او را نجم طحّان مىگفتند - ، و درين وقت امام ربانى و شيخ روحانى شيخ الشيوخ الاسلام شهاب الملة و الدين فضل اللّه التورهپشتى 41 - كه خليفهء به حق شيخ مطلق شهاب الحق و الدين السهروردى بود - با جماعت فرزندان مقام و موطن باز كرمان آورده بود و بر منبر مدرسهء [ 342 ] مقدسه تذكارهاء فضلآميز و وعظهاء وجدانگيز مىفرمود . ديگر اهتمامى تمام در ترتيب دار الشفا و ساختگى آن از ادويه و اشربه و معاجين و ديگر مركبات داشت ، در سال ششصد پنجاه نه از عمارت آن فراغى روى نمود ، در ماه محرم سال ششصد و شصت اين مواضع و اشقاص كه در حيّز كتابت مىآيد بر آن وقف فرمود : وقف دار الشفا قريهء ورك از جمله قرى كهنيسان 42 - كه منبع آب آن كوههاء نفس دار الملك بردسير است - به تمام و كمال با جملهء حقوق و مرافق و توابع و لواحق ، و با آن بههم قريهء شورآباد بأسرها ، از جملهء ديهها زرند - و آن ديهيست معروف و مشهور به اسم و مكان و مستغنى از حدود - هم با جمله حقوق و مرافق و توابع و لواحق - و با آن بههم نه پاره بستان نخلستان از بساتين عبدلاباد خبيص - كه كتاب وقفيت به ذكر اسامى و حدود آن ناطق است - با جملهء حقوق و مرافق و اغراس [ 343 ] و اشجار و نخيلات و شرب معين كه آن را هست از كاريز عبدل